کد خبر: ۱۴۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۴
یادادشت دکتر عارف نوروزی
فقر و محرومیت مسئله‌ای نیست که مختص یک کشور یا یک منطقه باشد. حتی پیشرفته‌ترین کشورها نیز با مقوله‌ی محرومیت به اشکال مختلف آن مواجه بوده و البته به فراخور امکانات و رویکردهای خود، راهکارهایی را برای از بین بردن این پدیده‌ی ناخوشایند اجتماعی و برون‌رفت از فضای متأثر از پیامدهای آن اتخاذ کرده‌اند.
دکتر عارف نوروزی؛ فقر و محرومیت مسئله‌ای نیست که مختص یک کشور یا یک منطقه باشد. حتی پیشرفته‌ترین کشورها نیز با مقوله‌ی محرومیت به اشکال مختلف آن مواجه بوده و البته به فراخور امکانات و رویکردهای خود، راهکارهایی را برای از بین بردن این پدیده‌ی ناخوشایند اجتماعی و برون‌رفت از فضای متأثر از پیامدهای آن اتخاذ کرده‌اند.
 


در ایران، تا پیش از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، فقرزدایی جایگاه چندانی در برنامه‌ها و رویکردهای مسئولان حاکم نداشت و همین مسئله باعث شده بود تا در کنار کاخ‌های سربرافراشته، کوخ‌هایی مملو از ساکنان فقیر و کم‌برخوردار شکل گرفته و قشر وسیعی از مردم با سختی و دشواری فراوان روزگار بگذارنند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و متأثر از آموزه‌های دینی و انقلابی، رویکردها در این زمینه دچار تحول اساسی شد و محرومیت‌زدایی در دستور کار نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی قرار گرفت.

نهادها و بنیادهای متعددی به همین منظور تأسیس شدند تا آثار فقر بر جای مانده از دوران گذشته به تدریج از چهره‌ی کشور زدوده شود. 
آن‌چه که در این میان حایز اهمیت فراوان است، رویکرد موجود نسبت به فقرزدایی و مبارزه با محرومیت در کشور است.

در واقع برای مبارزه با فقر دو رویکرد اساسی در کشور تجربه شده است؛ یک رویکرد مبتنی بر کمک‌های بلاعوض و موقت و دیگری مبتنی بر توانمندسازی اقتصادی. بدون تعارف باید گفت با وجود تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و زحمات بی‌دریغ و بی‌پایان نهادهای متولی به دلیل غلبه‌ی رویکرد حمایت بدون توانمندسازی اقتصادی در بسیاری از اقدامات انجام شده، هنوز فقر و محرومیت در برخی از مناطق کشور، خودنمایی می‌کند.

بسیاری از مناطق دوردست و حتی حاشیه‌ی شهرهای بزرگ هم‌چنان با مشکلات مربوط به محرومیت‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند و همین مسئله خود منجر به بازتولید و درونزایی فقر شده است. شکی هم نیست که فقر اقتصادی، مرتبه‌ی اول محرومیت بوده و فقر اجتماعی و فرهنگی که عموماً معلول فقر اقتصادی است، به مراتب زیان‌بارتر و مخرب‌تر به حال جامعه است. از این رو، در صورت عدم توجه به بهبود وضعیت اقتصادی مناطق محروم، با سیل مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به حاشیه‌ی شهرهای بزرگ مواجه خواهیم شد و پوشیده نیست کهبسیاری از آسیب‌های اجتماعی اعم از اعتیاد و ناهنجاری‌های اجتماعی در بسترهمین حاشیه‌نشینی‌ها زاییده و تکثیر می‌شوند و در صورت عدم چاره‌اندیشی به سرعت در تمام جامعه رسوخ پیدا می‌کنند.  

در این میان، رویکرد دوم به عنوان مبنای اقدامات بنیاد برکت، که مجموعه‌ای پرتلاش در حوزه‌یفعالیت‌های اقتصادی – اجتماعیدر کشور است، قرار گرفت و این نهاد از همان ابتدا اقدامات خود را مبتنی بر توانمندسازی و تدبیر دائمی برای مقابله با این واقعیت ناخوشایند جامعه استوار نموده است. کمک و همیاری برای بهبود و ارتقای توانمندسازی اقتصادی و کارآفرینی افراد، گروه‌ها و واحدهای کسب و کار مستعد فعالیت و فاقد دانش و مهارت لازم در مناطق محروم و کم‌تر توسعه‌یافته‌ی کشور رویکرد اصولی و اساسی بنیاد برکت در فعالیت‌های محرومیت‌زدایی این نهاد عام‌المنفعه به شمار می‌رود.

توانمندسازی اقتصادی در واقع عبارت است از فراهم آوردن فرصت‌های پایه برای افراد محروم به منظور ورود به فرآیند تولید ثروت و رهایی از فقر و محرومیت. در این فرآیند پرداخت اعانه و کمک‌های موقت جایی ندارد بلکه آن‌چه اهمیت دارد ترغیب و توسعه‌ی مهارت‌های فردی و اجتماعی افراد در مناطق محروم به منظور بی‌نیازی از دریافت کمک‌های ناپایدار و گاه نامطمئن است.

طبیعتاً طی کردن این فرآیند به مراتب دشوارتر از رویکرد کمک صرف و پرداخت اعانه است چراکه مستلزم شناسایی استعدادهای مناطق محروم و فرصت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری اولیه نسبتاً قابل‌توجه است. در واقع، اگر بخواهیم دو رویکرد حاکم بر محرومیت‌زدایی و مبارزه با فقر را به لحاظ کارکردی تقسیم‌بندی کنیم.

باید گفت که رویکرد نخست هم‌چون یک مسکٌن، صرفاًتأثیر کوتاه‌مدت و موقت داشته و پاسخ‌گوی نیازهای فوری طبقه‌ی محروم جامعه است، اما رویکرد دوم با ایجاد زیربناهای لازم، فقر و محرومیت را به شکل اساسی‌تر ریشه‌کن کرده و آثار و نتایج بلندمدتی در پی خواهد داشت. 
نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: